تبلیغات
سلوک - مطالب مذهب
سه شنبه 27 تیر 1391  08:47 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: جامعه ،مذهب ،

مطلبی که هم اینک +امیر حسن سقا  بخاطر نگارش آن در بازداشت است:
---------------------------------------------
پنج پرده (برداشتی متفاوت از اجرای عدالت توسط صاحبان قدرت)

بسم الله…

پرده اول:
برادر قاضی القضات  ، شرف یاب می شود خدمتشان ، از ایشان طلب می کند مقداری پول را ،  قاضی القضات حرارت آتشی را کف دستش می گذارد
بعد ها مردم شهر گفتند قاضی القضات  را عدل کشت نه عدو..

پرده دوم :
والی شهر ، رو به پسرانش می گوید “  من مانع از فعالیت شما نمی‌شوم اما اگر خواستید دنبال این فعالیت‌ها بروید نام شما مال خودتان باشد و دیگر تعلق به من ندارید، برخلاف برخی از بزرگانی که فرزندان آنها در کارهای اقتصادی وارد شدند و به فرزندان خود اجازه دادند از رانت و وابستگی به پدران استفاده کنند “
قبل ترهاهم ، هنگامی که والی مشغول سخنرانی ای بود ، جوانی از وسط جمع بلند می‌شود و به والی جسارت می کند ، جوان را میگیرند ، پس از مراسم والی به اطرافیانش می گوید آن جوان چه شد ؟ اگر وابسته به گروهکی ست که بسپاریدش به قانون اگر هم به جایی وابسته نیس رهایش کنید…
.
(پرده بسته می شود اما سایه هایی معلوم هستند  که گویا در حال جه به جا کردن خطی هستند که از قضا رنگش قرمز است)

پرده سوم :

برادر قاضی القضات رئیس مجلس می شود ، جوان های شهر که به اخوی اش نقد می کنند ، حرارت آتشی ، بر سینه شان می گذارد . / جوان های شهر سه سال قبل‌ترش در حمایت از والی شهر توهین ها و فحش ها شنیده بودند..

پرده چهارم :
(پرده که باز می‌شود ، دودی تمام صحنه را فرا میگیرد که صحنه غبارآلود می گردد)
بازی ای که در پرده چهارم اتفاق افتاده ،  پشت دودو غبار صحنه بوده  که اسامی برخی بازیگرانش معلوم وبرخی دیگر مجهول ست  / وجه تقارن این بازیگران با بازیگران پرده قبل در این ست که سه سال پیش بازیگران این پرده تا جایی که توانستند به والی شهر توهین کردند که یکی از آن ها اول اسمش فائزه هاشمی بود که شما بخوانید ف ه تا درد سر نشود .

پرده پنجم :
بَلِ الْأِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ وَ لَوْ اَلْقى‏ مَعاذیرَهُ   ( بلکه انسان بر خودش بینا است اگر چه پوزش‏ها بیاورد ) / قیامة – آیه ۱۴

   


نظرات()  
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  08:12 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: روزنوشت ،فرهنگ ،مذهب ،


اینها گزارشهای لحظه به لحظه ی وبلاگنیوز و جهان نیوز از ورزشگاه آزادیست:
============

۱۶:۳۰ > مأموران نیروی انتظامی حاضر در ورزشگاه آزادی مانع از ورود دانشجویان حامل پرچم بحرین به ورزشگاه شدند.

۱۷:۲۶ > برخی از دانشجویان وارد ورزشگاه شده‌اند؛ اما تمامی پرچم‌ها و نمادهای متفرقه جمع‌آوری شده‌اند. دانشجویان هم‌چنان در حال ورود به ورزشگاه هستند.

۱۷:۳۰ > دیدار دو تیم آغاز شد. برای مشاهده گزارش زنده این دیدار این‌جا را ببینید.

۱۷:۳۶ > نزدیک به ۱۰هزار نفر در استادیوم آزادی حضور دارند.

۱۷:۴۴ > زننده اولین گل پرسپولیس پس از به ثمر رساندن گل، شعار “یا فاطمه الزهرا(س)” را که بر روی پیراهن خود درج کرده بود، نمایش داد.

۱۷:۵۲ > شعار “یا زهرا” غالب‌ترین شعار تماشاچیان تاکنون بوده است.

۱۷:۵۹ > تقریبا هیچ‌کس با نماد بحرین اجازه ورود به استادیوم را نداشته است. تنها چند مورد از دانشجویان موفق شده‌اند با تی‌شرت‌هایی با عکس میدان لؤلؤ بحرین وارد استادیوم شوند.

۱۸:۰۸ > نیروی انتظامی تعدادی از تماشاگرانی که در حال دادن شعار در حمایت از مردم بحرین بودند را بازداشت کرد. گزارش‌ها حاکی از درگیری پراکنده نیروی انتظامی با جمعی از دانشجویان است.

۱۸:۱۸ > دانشجویان شعار “لعن الله علی آل سعود” سر دادند. نیروی انتظامی در کنار تماشاگران حضور دارد و دانشجویان را تهدید به بازداشت می‌کند.

۱۸:۲۲ > نیروی انتظامی با حضور در کنار تماشاگرانی که تی‌شرت میدان لؤلؤ بحرین را به تن کرده‌اند، آن‌ها را تهدید کرد که اگر لباس خود را درنیاورند، آن‌ها را بازداشت خواهد کرد.

۱۸:۳۰ > مسئولانی از سفارت عربستان در جایگاه ویژه ورزشگاه آزادی حضور دارند.

۱۸:۳۷ > دانشجویان با شعار “پرسپولیس زلزله، آل سعود قاتله” نیمه دوم را آغاز کردند.

۱۸:۳۹ > نیروی انتظامی مجددا با ضرب و شتم، جمعی از دانشجویان را بازداشت کرد.

۱۸:۴۴ > نیروی انتظامی در حال اخراج تمامی دانشجویان از ورزشگاه آزادی است.

۱۸:۴۶ > گزارش‌ها از درگیری شدید بین دانشجویان و نیروی انتظامی حکایت می‌کند.

۱۸:۴۷ > پیمان یوسفی، گزارشگر تلویزیون از اتفاقاتی در سکوی شمالی استادیوم آزادی خبر داد.

۱۸:۵۰ > در پی درگیری ناجا با دانشجویان، ۴ نفر از آنان راهی بیمارستان شدند.

۱۹:۰۳ > تمامی دانشجویان به بیرون از ورزشگاه آزادی منتقل شدند. دانشجویان در بیرون از ورزشگاه در حال سردادن شعار هستند.

۱۹:۰۵ > فضای بیرون ورزشگاه آزادی متشنج گزارش شده است.

۱۹:۲۰ > جهان نیوز:ماموران نیروی انتظامی در مقابل این حرکت مردمی که در اعتراض به جنایات آل‌سعود در بحرین اتفاق افتاده، اعلام کرده که از طرف وزارت کشور مامور به ممانعت از ورود اینگونه افراد هستیم.

۱۹:۲۷ > نیروی انتظامی به طور کامل دانشجویان را از مجموعه ورزشی آزادی اخراج کرد. شنیده‌ها از نزدیک به ۱۰ بازداشتی و ۴ زخمی در درگیری‌ها حکایت دارد.
آدم مات و مبهوت می ماند از این نوع برخورد نیروی انتظامی... از این شدت بصیرت آقایان قبه بلای شانه!از ایناوباش پلیس نما!بی خیال نوازش های باوم در 25 بهمن که تن نه من که خیلی از حزب اللهی ها را آزرد!
آدم مات می ماند از رفتارشان.....سالها پیش سر ماجرای حجاب و برخورد های بد نیروی انتظامی خیلی از ماها علاوه بر حمایت از مبارزه علیه بی حجابی  اعتراضمان را به آن برخورد ها اعلام کردیم اما برایم جالب است که با وجود اینکه ما متعصب و متحجریم  این کارها را محکوم کردیم اما کسی از حضرات دموکراسی و جامعه مدنی ککش هم برای دانشجوهای حزب اللهی که هم توی کوی و هم جلوی سفارتهای آل های زنازادهی سعود و خلیفه کتک خوردند نمی گزد!
دانشجوها به کنار اصلاً یکی نیست کمترین اعتراضی به سفاکی های آل خلیفه و آل سعود  بکند!آقایان و خانمهای نسبتاً محترم،اینقدر ناسیونالیسم و نژاد پرستی مهم است که حتی اگر بیخ گوشمان قتل عامی به این فجاحت باشد نیز انگار نه انگار؟!!
راستی مگر 25 بهمن برای حمایت از انقلابهای منطقه نبود پس چرا در مقابل بحرین خفه شده اید؟ما مرگ ندا را محکوم کردیم...ولی یک ارزن وجدان داشتید مرک "آیات" را محکوم کنید؟!یک ارزن مقدار زیادی نیست بخدا!!!
آهای نیروی انتظامی تو و بعضی سردارهایت که مخشان معیوب شده و خودی و غیر خودی را تشخیص نمیدهند وانسانیت و اسلام را فدای جریمه و توبیخ فیفا و کوفت و زهرمار می کنند؛خوب گوشتان را باز کنید،ما با هیچ کسی جز ولایت عهد و پیمان نبسته ایم!

بیاد حیدر ...حیدر گفتن ها توی خیابان جردن،جلوی سفارت بحرین....ما باز هم آماده ایم.....سفارت ترسوها با داربست و توری برای خودش قفس درست کرده....آهای دشداشه پوشهای خیابان جردن  عذاب خدا نزدیک است با این چیزها نمیتوانید جلوی ابابیل را بگیرید.
والسلام

   


نظرات()  
دوشنبه 15 فروردین 1390  09:40 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مذهب ،

poste ghabli az fakke ersal shod va in post az nazdikihaye  shahre make yani madine.ta masjede nabavi shayad kamtar az 5 daghighe rah bashe ama in ba paye zaher hastesh.agar na ma 0mrist ke motakefe   babe jebreil va kochebani hashemim.cheghadr bedoone moghadame cheshmam be koche bani hashem khord.

ghalbam dasht dar miooomad. vaghti ghobatolkhazra(gonbade sabze nabavi)ro didam aval az hame .bara ghorbate rasool toye shahre khodesh ghose khordam

   


نظرات()  
دوشنبه 22 شهریور 1389  10:04 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 شهریور 1389 10:59 ق.ظ
نوع مطلب: مذهب ،

1.مخم سوت می کشد وقتی از بیست و سی تصاویر اهانت به کلام الله را می بینم. حالتی شدید تر این را هنگام دیدن تصاویر انهدام حرم امامین عسگریین داشتم(با این تفاوت که آن موقع خانه خالی بود و راحت میتوانستی اشک بریزی و...)

2.محشر کبری را دارم میبینم که جوانی خوش سیما با  صورتی محزون پر خاک و پر زخم ،نفر به نفر جلویمان را می گیرد!صدا میزنم آقا بخدا من اصلا تو را نمی شناسم چطور می گویی که در دنیا حقت را ادا نکرده ام؟!
با طمانینه جواب می دهد: حق داری نشناسی غافل! من قرآن هستم! چه کم  مرا احترام کردی؟!چه کم از من تلاوت کردی؟ و چه اندک و شاید هیچ به آیاتم عمل نکردی!!!!
و فریاد بر آمد كه: «خذوه و غلوه ثم الجحیم صلوه »بگیرید و زنجیرش كنید و به سوی دوزخش روان سازید.

3.احتمالا کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم. از کلاس قرآن که بیرون آمدم زن بد حجابی را دیدم جلو رفتم و با آن لحن کودکانه به او تذکر دادم!«خواهر حجابتو  رعایت کن» و به قرآن توی دستم نگاه می کردم و به کتاب خدا لبخند میزدم. دیروز همان کتاب را مردک اجنبی  در بین تدابیر امنیتی دولت فخیمه آزادی در دست داشت و بعد....

لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم،حسبنا الله و نعم الوکیل نعمالمولی و نعم النصیر

4.قرآن ناطق بر دل لشکر اشقیا می زد و بانگ بر می داشت:« لا حول و لا قوت الا بالله» تا اهل خیمه آرام باشند و با شنیدن آن صدای آسمانی دل قوی دارند.
قرآن فریاد می زد و بر دل لشکر می زد و تار و مار می کرد...صد حیف مردی که در میان امت جدش بود و عمامه ی جدش را به سر داشت از تشنگی چشمانش سیاهی می رفت.گویا همه جا را دود گرفته بود....
قرآن  می جنگید،قرآن
ناطق داشت با امت جدش می جنگید!!! قرآن را سنگ زدند....نیزه زدند... شمشیر زدند.

قرآن را عریان کردند ...تکه تکه کردند... زیر پا گذاشتند... (بقیه اش را باید سانسور کنم،آقایان آزادی خواه عذر می خواهم ولی حتی اگر در فرانسه هم بودم جرات نداشتم قلمم را بگردانم و باقی ماجرایی را که درون گودال اتفاق افتاد رابنویسم)فقط همین را دیدم که چند لحظه ی بعد قرآن را بالای نی بسوی شام بردند!


وه چه نوایی دارد قرآن روی نی:
(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الكَهْفِ وَالرَّقِیمِ كَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَباً)(سورة الكهف: الآیة 9)

5.خودش فرمود این دو ثقلین هستند پس چه عجب اگر در عزای هتک حرمتهای ظاهری و باطنی بقرآنصامت باز بر داغی که قرآن ناطق در کربلا کشید اشک بریزیم؟

جوشید خونم از دل و شد دیده باز، تر
نشنید كس مصیبت از این جانگدازتر
صبحی دمید از شب عاصی سیاه تر
وز پی شبی ز روز قیامت درازتر
بر نیزه ها تلاوت خورشید، دیدنی ست
قرآن كسی شنیده از این دلنوازتر؟
قرآن منم چه غم كه شود نیزه، رحل من
امشب مرا در اوج ببین سرفرازتر
عشق توام كشاند بدین جا، نه كوفیان
من بی نیازم از همه، تو بی نیازتر
قنداق اصغر است مرا تیر آخرین
در عاشقی نبوده ز من پاكبازتر
با كاروان نیزه شبی را سحر كنید
باران شوید و با همه تن گریه سر كنید


+وعده ما امروز ساعت 4 مقابل سفارت سویس(حافظ منافع آمریکا در ایران)-منطقه الهیه خیابان بوستان

   


نظرات()  

سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را