یکشنبه 16 مهر 1391  10:42 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 16 مهر 1391 11:04 ب.ظ
نوع مطلب: روزنوشت ،

نادمم از اینکه بنده خوبی نیستم...
نادم از اینکه آدم درستی نیستم

نادمم از اینکه  اسیر تقیه ی خود ساخته شدم
نادمم از اینکه زندگی دنیا رو انتخاب کردم
نادمم از اینکه قدرت نه گفتن و پاش وایسادن و نترسیدن رو نداشتم

شرمنده ام از اینکه دل مولا رو بدرد آوردم
شرمنده ام از اینکه راهم رو کج کردم

روم سیاه
قرارم با تو چیز دیگه ای بود
نمیدونم آخرش چی میشه!؟
 حودت بگو چکار کنم؟

چقدر آخه...

خسته ام مثل همیشه
دوس دارم دنبال یه کار دیگه باشم
بانک با روحیه من سازگار نیست...البته بانکی که خصوصی باشه

این بار مثل دفعه های قبل خالی نیستم
...پر شدم ...پر از تجربه...ابنقدر دیدمووو اینقدر شنیدم...اینقدر خودم رو به کوچه عمر چپ زدم
تو بگو چکار کنم؟

چقدر ...
میدونم مسخره ات بهم میاد
منم به آدم بی خیر مسخرم میاد
من  دنبال مفید بودنم

شیخ مفید
معلم مفید
بانکی مفید
گاو مفید
تعمیرکار مفید
دیوار مفید

.
.
.
مفید برای تو...
برای خود خودت

   


نظرات()  

سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو