تبلیغات
سلوک - تا كربلا راهی نیست
شنبه 14 آذر 1388  12:28 ق.ظ    ویرایش: شنبه 14 آذر 1388 12:34 ق.ظ

خوب نگاه کن .... لشکر هلهله می زند !
بی بی سی پرشن...وی او ای...و رادیو فردا هلهله می زنند! و آوینی علم را بر دوش سیدی میبیند که تنها با دست مجروحش راهی قتلگاهست!
و آوینی آن روزها که طرفداران آزادی بیان از صدا و سیما اخراجش کردند - انگار بر غربت سید علی دلش سوخت که با شهادتش آن جمله اش را تفسیر کرد:"علم خمینی بر زمین نمی ماند مگر ما مرده ایم؟"
هنوز لشکر هلهله میزند! سیف الاسلام زبیر تازه یادش افتاده روزهای با پیامبر بودنش را و با علی بودنش را!
زبیر صحنه ی جنگ را رها کرد و کز کرده در گوشه ای حالا كه كار خود را كرد و فتنه را بپا داشت می گوید :"رهبری تنها محور وحدت است"
لشکر هنوز هلهله می زند که طلحه شتر سبز را به میانه ی میدان آورده و جنگ آغاز می شود! مدعیان راه امام مالک را که حالا در صف علی ایستاده طعنه می زنند که 8 سال جنگ کجا بودی؟

و مالک جنگ با دشمن علی را از جهتی بالاتر از جنگ در رکاب رسول می داند!(شاید)

آیا مالک بخاطر تنفیذ حکم حکومت مصر کشته خواهد شد؟؟؟؟
امان از  عمر و عاص
از معاویه
و از یزید
و از میر

و از اعتماد

مردی میان چاله ای در دوکوهه برای امام دعا می کند

و پدر شهید برای  ره بر دعا می کند

وما
حسینی نبودیم ...کاش زینبی باشیم!

نکند قتلگاه را آماده کرده باشند
و کوثری میخواند و شانه های روح الله میلرزید
الشمر جالس علی صدره!
شیب الخضیب

زینبی کوتا بگریرد زار بر نعش حسین؟
یا حسین آیا کسی جز تو مکرر کشته شد؟

- لشكر دارد هلهله می زند هنوز ...

   


نظرات()  
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:21 ب.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he should also go to see this website on regular basis to obtain updated from newest news update.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:02 ق.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you know then you can write if not it is complex to write.
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 07:40 ب.ظ
Greetings from California! I'm bored to tears at work
so I decided to browse your blog on my iphone during lunch break.
I enjoy the knowledge you provide here and can't wait to take a look when I
get home. I'm shocked at how fast your blog loaded on my
mobile .. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyhow, good site!
مونسم خدا
سه شنبه 24 آذر 1388 02:33 ب.ظ
سلام

وما
حسینی نبودیم ...کاش زینبی باشیم!

انشاالله
حمیدرضا (سه نقطه سابق)
دوشنبه 16 آذر 1388 03:05 ق.ظ
ما هم شما رو دوست داریم حاجی جون .
یه زمانی از نظر فکری و سیاسی خیلی نزدیک بودیم . ولی خب ما دیگه بازنشست شدیم . یعنی جونمون رو برداشتیم زدیم بیرون .
نمی گم شما هم یه روزی به حرف ما میرسی اما
انشالله که در سایه حضرت امیر(ع) همیشه پر نشاط و موفق باشی
پاسخ نا سازگار : انشا الله
d
دوشنبه 16 آذر 1388 02:23 ق.ظ
آره . مرگ بر میر یزید . همون که یهو شال سبز انداخت گردنش و گفت دوستان اطلاع دادند مادرم از سادات بوده
پاسخ نا سازگار : !
سندی داری كه نبوده؟
حمیدرضا (سه نقطه سابق)
دوشنبه 16 آذر 1388 02:00 ق.ظ
سلام . محمودجان چطوری ؟ خوبی ؟ خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا .موفق باشی . یا علی
پاسخ نا سازگار : سلام
خوشحالم كردی رفیق
خوبی؟
jjg
یکشنبه 15 آذر 1388 04:06 ق.ظ
متاسفانه وقتی به شما می گویند ماست سیاه است نه اینکه بگویید سیاه است سیاه میبینید .
پاسخ نا سازگار : اگر از عقل استفاده میكردید خیلی خوب بود!
سبز مثل حسین سبز مثل میر حسین
یکشنبه 15 آذر 1388 03:31 ق.ظ
این همه بدن مالک اشتر رو تو گور نلرزونید
پاسخ نا سازگار : ننگ بر میر یزید!
قیاس تاریخی بود،به مالك هم طعنه میزدن كه سابقه جبهه نداره!!!!!اونهم صحابه ای كه خودشون بعد پیامبر روبروی علی ایستادند و جنگیدن با علی
گمنام
یکشنبه 15 آذر 1388 02:04 ق.ظ
سلام دوست عزیز
عیدتون مبارك
امیدوارم منو بابت كوتاهی در همراهی ببخشید.
تنها بهتر می دونه چقده مشغله دارم
به هر حال بخشش از بزرگانست
----
و اما حكایت كربلای امروز كه به قول آقا صلح حسنی نخواهیم داشت، كربلای غزیبای خواهد بود به همان غربت نینوا فقط رهبر نینوا معصوم بود و رهبر این كربلا چند قدم مانده به عصمت
---- یاران حسین بهترینان بودند و امیدوارم یاران سیدعلی هم چنان باشند
-----
دلم گاهی تنگ می شود اما نمی گذارندش ...
پاسخ نا سازگار : سلام
عید شما هم مبارك
مشكلی نیست... درك میكنم.برای همین مشغله ها خودم هم مدتی كار سایت رو تعطیل كردم
توكل بر خدا
زینب مهدوی
یکشنبه 15 آذر 1388 01:29 ق.ظ
نمی دونم چرا فكر كردم شما برادرید!!!!! ببخشید یا علی
پاسخ نا سازگار : هستم
زینب مهدوی
یکشنبه 15 آذر 1388 01:28 ق.ظ
سلام.
لشكر هنوز هلهله می زند ... زبیر تیشه را برداشته و بر ریشه اسلام می زند ... لشكر بلندتر هلهله می زند ...

یا علی برادر
راه اسمانی
یکشنبه 15 آذر 1388 01:21 ق.ظ
سلام

عید مبارک

نباید برای ما آشنا باشد! صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است...
کاش تاریخ دوری نبود که مجبور نبودی تو هر دوره ناکثینی باشه و مارقینی و..ولی هست
پاسخ نا سازگار : دلم برای خیمه های سوخته میسوزد
سید یاسین
شنبه 14 آذر 1388 09:52 ب.ظ
سلام
ایام به كام.
خیلی زیبا و با روحیه و خیلی خیلی خیلی عارفانه و عاشقانه.
اینگونه نوشتن و قلم زدن سعادت میخواهد و باید خود ارباب عنایت كند...
خ.ش به سعادتتان كه مورد عنایت اربابید.
ما را هم دعا كنید.
مردی میان چاله ی دوكوهه برای امام دعا میكند... خیلی زیبا بود خیلی...
پاسخ نا سازگار : ما خاك پای نوكرای ارباب هم نمیشم
ملتمس دعا
افشاری
شنبه 14 آذر 1388 07:27 ب.ظ

سلام
عید سعید غدیر بر شما مبارک

این شعر را بخون
خواستی بیا آدرسم یک شعر دیگر را هم بخون


کرکسی از رنگ خود بیزار شد
خسته از رنگ پر و منقار شد
هیچ کس از خوی او دلخوش نبود
سالها با هیچکس سرخوش نبود
در همان اقصی یکی طوطی شاد
زندگی می کرد با روئی گشاد
دوستانی داشت هریک شوخ و شنگ
واله ی آن روی و این رنگ قشنگ
کرکس او را دید و گفتا چیز و چیز
پس چرا من نیستم ناز و عزیز
دور من خالی است، تنهایی بس است
حال عصر اقتدار کرکس است
می شوم زین پس گیاه و آشخور
تا نخوانندم به نام لاشخور
بهر بیرون رفتن از این وضع زار
چاره می جویم ز جغد شاخدار ......
جغد گفتا : ای کریه زشت روی
ناز طوطی را ز رنگ او بجوی
عزت طوطی به رنگ سبز اوست
گر شود پرهای تو چون او نکوست
بهر عزت، مدتی نیرنگ کن
هم خودت هم دیگران را رنگ کن
رفت کرکس رنگ خود را سبز کرد
پای رنگی کرد و پرها سبز کرد
خویش را در جمع مردم جا نمود
دوستانی نیز دست و پا نمود
کودکی با گونه ای سرخ و ناز
رفت روزی از بر این حقه باز
دید کرکس را گمانش طوطی است
چونکه هم رنگ و نشانش طوطی است
چشم کرکس چون بدان صورت فتاد
اختیار خویش را از کف نهاد
گونه ی طفل حزین را چنگ زد
چنگ را با خون سرخش رنگ زد
گرچه کرکس سبز شد،طوطی نشد
ناکس بی آبرو .... لوطی نشد



تنها
شنبه 14 آذر 1388 02:40 ب.ظ
سلام
از مستحبات موكد در روز عید غدیر دید و بازدید از شیعیان است...
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

گفتا که علی نور بود سایه ندارد

عید غدیر مبارک

________________
زمان مولا زبیر فقط یكی بود ولی الان زبیر با برو بچش آمده به میدان...
میزان سید علی است. نه تندتر نه كند تر
پاسخ نا سازگار : یا علی مددی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را