تبلیغات
سلوک - ای وای برای یوسفم!
پنجشنبه 27 فروردین 1388  10:47 ب.ظ    ویرایش: جمعه 28 فروردین 1388 11:10 ب.ظ
نوع مطلب: جامعه ،مذهب ،فرهنگ ،

از عاقبت كار جهان می ترسم
از چرخش بیخود زبان می ترسم
شاید سر من، رسیده از سبز به سرخ
از دوره ی آخرالزمان می ترسم

***


با چون و چرا چون و چرا می‌ كشنت
مانند تمام اولیا می‌ كشنت
ما از سر تفریح دعا می خوانیم
اینجا خبری نیست نیا می كشنت

***


هرچه به حساب بوفه خوردیم حلال
از قسمت هم علوفه خوردیم حلال
خوردیم غذای ظهر عاشورا را
نانی كه به نرخ كوفه خوردیم حلال

***



ما مسأله­‌های اجتهادی داریم
در بحث و جدل كمی زیادی داریم
با این كه تو قطب عالم امكانی
ما چشم به قطب اقتصادی داریم

***


امروز نشد! به فكر فردا باشیم
در فكر همان روز مبادا باشیم
هر هفته همیشه جمعه ها تعطیلیم
یكشنبه دوشنبه‌ ای بیا تا باشیم

***

از نقطه­ی كور این جهان می آییم
با فتنه­ی آخرالزمان می آییم
این جمعه بیا حوصله مان سر رفته
آقا تو نیایی خودمان می آییم

***

هفتاد و دو تا حساب جاری داریم
دفترچه وام یادگاری داریم
ما كارگران، منتظر ماشینیم
این جمعه كمی اضافه كاری داریم

***

ما منتظریم پنجمین فصل شود
بی واسطه ارتباطمان وصل شود
گفتند: شبیه صدر اسلام شویم!
ای كاش كپی برابر اصل شود

***

یاران وفادار به ظاهر داری
گریه كن حرفه ای و ماهر داری
دلخوش نشو با دعای عهد این قوم
تو قصه كوفه را به خاطر داری!؟

***
كوریم و ندیدیم خدایی هرگز
یكبار نگفتیم كجایی، هرگز
ما كار مهمتر از شما هم داریم
حق داری اگر جمعه نیایی هرگز

***

عمریست اسیر حرف مردم هستیم
درگیر همین سو تفاهم هستیم
این شكل جدید انتظاری كهنه است
ما منتظران دست دوم هستیم

**
منبع:پایگاه ادبی لوح /شاعر: عباس صادقی زرینی

   


والسلام()  

سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را