تبلیغات
سلوک - خلاصش کن!
جمعه 25 فروردین 1391  06:56 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: روزنوشت ،

خسته ام به انداره ی تمام انرژی های اسراف شده ام...به اندازه ی تمام لقمه هایی که خورده شد و جدای از شکر زبانی مصروف  آستان تو نشد. دیگر توان وطاقتی برایم باقی نمانده...به چه امیدی این نعمت بزرگ حیات را از من دریغ نمی کنی؟ که چه شود آخر؟؟که روز به روز منتت بر من بیشتر و شرمم من از کفاران زیادتر شود؟
چفدر این گوهر زندگی پر ارزش است اما صد حیف که چون منی لایق آن نیست،بخواهی یانخواهی...بخواهم یا نخواهم من از این نعمت درست استفاده نکرده ام ...و راستش را بخواهی آنچه مشهود است اینکه در آینده نیز از آن بدرستی استفاده نخواهم کرد!
.
.بنظر شما ایرادی دارد بگویم خسته ام؟؟
آنقدر این کسالت و بیهودگی بر من اثر داشته که درد تنهایی این ده روز نیز در مقابل آن هیچ است.چقدر حرام لقمگی؟؟؟لقمه ای که تو راضی نباشی  و از گلوی من پایین برود عین حرام خواریست...برای هر لقمه باید در راه صاحب لقمه تلاش کرد یا مزدش را داد...هیهات!

.
وقتی در خیابان و جاده راه میروم یاویراژ میدهم دوست دارم فریاد براورم مردم خسته ام!به این خدا بگویید ما لایق حیتش نیستیم...بگویید ما هیچ کاری برایش نکرده ایم ...بگویید این لعنتی مفت خور هیچ جا بدرد نمیخورد...خلاصش کن...بفرستش جهنم...

.
.
.
دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟؟؟

   


نظرات()  
ساقی رضوان
جمعه 12 خرداد 1391 11:50 ق.ظ
یادم رفت تبریك بگم

خیلی خیلی مباركه...
ساقی رضوان
چهارشنبه 10 خرداد 1391 09:03 ق.ظ
خدا رو شكر ك همه چیز خوبه.................
ساقی رضوان
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 06:29 ب.ظ


سلام

اینا چیه؟!!!!!!!!!!

خوبید شما؟؟

فاطمه چطوره؟؟؟
پاسخ نا سازگار : سلام.همه چیز خوبست فقط من کمی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را