تبلیغات
سلوک - ای مصحف ورق ورق
دوشنبه 22 شهریور 1389  09:04 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 22 شهریور 1389 09:59 ق.ظ
نوع مطلب: مذهب ،

1.مخم سوت می کشد وقتی از بیست و سی تصاویر اهانت به کلام الله را می بینم. حالتی شدید تر این را هنگام دیدن تصاویر انهدام حرم امامین عسگریین داشتم(با این تفاوت که آن موقع خانه خالی بود و راحت میتوانستی اشک بریزی و...)

2.محشر کبری را دارم میبینم که جوانی خوش سیما با  صورتی محزون پر خاک و پر زخم ،نفر به نفر جلویمان را می گیرد!صدا میزنم آقا بخدا من اصلا تو را نمی شناسم چطور می گویی که در دنیا حقت را ادا نکرده ام؟!
با طمانینه جواب می دهد: حق داری نشناسی غافل! من قرآن هستم! چه کم  مرا احترام کردی؟!چه کم از من تلاوت کردی؟ و چه اندک و شاید هیچ به آیاتم عمل نکردی!!!!
و فریاد بر آمد كه: «خذوه و غلوه ثم الجحیم صلوه »بگیرید و زنجیرش كنید و به سوی دوزخش روان سازید.

3.احتمالا کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم. از کلاس قرآن که بیرون آمدم زن بد حجابی را دیدم جلو رفتم و با آن لحن کودکانه به او تذکر دادم!«خواهر حجابتو  رعایت کن» و به قرآن توی دستم نگاه می کردم و به کتاب خدا لبخند میزدم. دیروز همان کتاب را مردک اجنبی  در بین تدابیر امنیتی دولت فخیمه آزادی در دست داشت و بعد....

لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم،حسبنا الله و نعم الوکیل نعمالمولی و نعم النصیر

4.قرآن ناطق بر دل لشکر اشقیا می زد و بانگ بر می داشت:« لا حول و لا قوت الا بالله» تا اهل خیمه آرام باشند و با شنیدن آن صدای آسمانی دل قوی دارند.
قرآن فریاد می زد و بر دل لشکر می زد و تار و مار می کرد...صد حیف مردی که در میان امت جدش بود و عمامه ی جدش را به سر داشت از تشنگی چشمانش سیاهی می رفت.گویا همه جا را دود گرفته بود....
قرآن  می جنگید،قرآن
ناطق داشت با امت جدش می جنگید!!! قرآن را سنگ زدند....نیزه زدند... شمشیر زدند.

قرآن را عریان کردند ...تکه تکه کردند... زیر پا گذاشتند... (بقیه اش را باید سانسور کنم،آقایان آزادی خواه عذر می خواهم ولی حتی اگر در فرانسه هم بودم جرات نداشتم قلمم را بگردانم و باقی ماجرایی را که درون گودال اتفاق افتاد رابنویسم)فقط همین را دیدم که چند لحظه ی بعد قرآن را بالای نی بسوی شام بردند!


وه چه نوایی دارد قرآن روی نی:
(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الكَهْفِ وَالرَّقِیمِ كَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَباً)(سورة الكهف: الآیة 9)

5.خودش فرمود این دو ثقلین هستند پس چه عجب اگر در عزای هتک حرمتهای ظاهری و باطنی بقرآنصامت باز بر داغی که قرآن ناطق در کربلا کشید اشک بریزیم؟

جوشید خونم از دل و شد دیده باز، تر
نشنید كس مصیبت از این جانگدازتر
صبحی دمید از شب عاصی سیاه تر
وز پی شبی ز روز قیامت درازتر
بر نیزه ها تلاوت خورشید، دیدنی ست
قرآن كسی شنیده از این دلنوازتر؟
قرآن منم چه غم كه شود نیزه، رحل من
امشب مرا در اوج ببین سرفرازتر
عشق توام كشاند بدین جا، نه كوفیان
من بی نیازم از همه، تو بی نیازتر
قنداق اصغر است مرا تیر آخرین
در عاشقی نبوده ز من پاكبازتر
با كاروان نیزه شبی را سحر كنید
باران شوید و با همه تن گریه سر كنید


+وعده ما امروز ساعت 4 مقابل سفارت سویس(حافظ منافع آمریکا در ایران)-منطقه الهیه خیابان بوستان

   


نظرات()  
Can exercise increase your height?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:47 ق.ظ
Hi there, I enjoy reading through your post. I like to write a little comment to support you.
vitamin d foot pain
یکشنبه 18 تیر 1396 11:55 ق.ظ
These are in fact wonderful ideas in on the topic of blogging.
You have touched some pleasant things here. Any way keep up wrinting.
http://debbyfoutz.hatenablog.com/entries/2015/06/27
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 01:48 ب.ظ
I all the time used to read article in news papers but now as I
am a user of internet thus from now I am using net for content, thanks to web.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:05 ب.ظ
Hello, I enjoy reading all of your article post. I like to write a little comment to support you.
...
شنبه 9 بهمن 1389 12:33 ب.ظ
سلام
ای بابا دیگه از ما گذشته اون شرو شوری قدیم...
اون سلام خالی رو بزار به ازای هزار حرف و درده دل....
delediivooneh
شنبه 18 دی 1389 02:09 ب.ظ
سلام..
پاسخ نا سازگار : و علیکم
راه اسمانی
شنبه 27 شهریور 1389 11:47 ق.ظ
سلام
خب دیگه اثرات چراغ سبزهای مسلموناس دیگه.
جالب این بود که اونایی که قران قران میزدن دم بالا نیوردن..
لعنة الله علی القوم الظلمین من الولین و الاخرینهم........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را