تبلیغات
سلوک - از پیراهن عثمان تا اعلامیه حقوق بشر

از پیراهن عثمان تا اعلامیه حقوق بشر


نویسنده:میم نقطه


گاهی كه تاریخ را  مرور می كنی  وقایع و رویدادهایی توجهت را جلب می كنند، گویا تاریخ  فانوسی پر نور است كه راه آینده را نیز آشكار می نماید وخطرها را هشدار می دهد.مرور برخی وقایع انسان را بفكر وا می دارد كه مبادا  بی توجهی به برخی امور ما را به همان سرنوشتی مبتلا سازد كه پیشینیان را مبتلا ساخت و شاید از این رو باشد كه برای ما این جمله به یادگار مانده كه " عبرتها چه بسیار و عبرت گیرندگان چه اندك اند"مقصود زیاده گویی و ریختن كلمات پیاپی روی سطور و خطوط نیست ، بلكه هشدار و یاد آوریست. وقتی بر اثر وقایع گونا گون خلیفه ی سوم با شورش مردم  كشته شد از آنهمه املاك و كاخ آنچه بیش از همه بحال برخی سود داشت پیراهن خونی او بود.جالب اینجاست كه در تاریخ خیانت همان اشخاصی كه بعدها بعنوان خونخواهان خلیفه شناخته شده بودند  یكی از عوامل پیروزی شورشیان و قتل  عثمان شناخته شده و گاهی نیز از توطئه های پشت پرده ی دیگر سخن رانده شده.اما پیراهن خونین او علمی شد در دست قاتلانش تا حسابهای شخصی را صاف كنند و كینه های گذشته را بروز دهند.

اهل دقت شاید منظور  را گرفته باشند. وقتی اعلامیه ی حقوق بشر را مطالعه می كنم نكات جالبی بنظرم می آید. برایم خیلی جالب است  كه  تقریبا هیچكدام از كشورهای مطرح دنیا چه مدعی و چه متهم هیچكدام مجری كامل این حقوق نیستند. گاهی ناقضان اصلی  نقش قاضی را بازی می كنند و گاهی متهمان  گوی شرافت را از مدعیان می ربایند.این اعلامیه صرف نظر از بحثهایی كه پیرامون محتوی ان بین اهل علم وجود دارد در دست دول گوناگون و پیاده نظامشان كه شامل ابزارهای رسانه ای "دیداری ،شنیداری و نوشتاری" است نقش چماق را بازی می كند.در حال حاضر تا انجا كه مشخص است در اكثر سیستم های قضایی یا اطلاعاتی دنیا شكنجه وجود دارد،در اكثر كشورها بیان برخی حقایق جرم حساب می شود،از فرانسه تا همین ایران خودمان نویسندگان مدعی نبود آزادی بیان هستند،ممانعت رئیس جمهوری فرانسه در چاپ گزارشی در یكی از نشریات این كشور درباره ی فساد اخلاقی همسرش یا چند موضوع دیگر انسان را از كشوری كه مهد دمكراسی و آزادیست كاملا نا امید می كندچه رسد به كشورهای دیگر.كتك خوردن هر روزه ی سیاهان در آمریكا و انگلیس  بدست پلیس گوشه ی دیگری از نقض حقوق اعلامی بشر است.گویا اینان همانهایی هستند كه خودشان عامل قتل عثمان هستند و دیگران را متهم به قتل او می سازند و سپاه برای خونخواهی می فرستند.

اما سخنی  با خودمان! نباید پای در این بازی مسخره بگذاریم و منفعلانه از ترس محكوم شدن  توسط ناقضان مسلم اعلامیه ی حقوق بشر ، بندهایی را بپذیریم كه نه با عقلمان نه با دینمان جور نمی آید. مثلا در این اعلامیه آمده است كه هر كس می تواند صرف نظر از مذهب با هركسی كه میخواهد ازدواج كند یا در این اعلامیه محدودیتی برای تعداد همسری كه یك زن انتخاب می كند وجود ندارد یا بجای عدالت در حقوق  زن و مرد تساوی حقوق بیان شده!و بسیاری امور دیگر...

حقوق مطرح شده  در اعلامیه گاهی با هم در تضاد و تناقض نیز هستند. مثلا تاكید بسیار زیاد بر آزادی و در عین حال مقید كردن آن در حدودی كه خود اعلامیه مشخص می كند، یا تا كید بر اهمیت  حفظ نظام خانواده  در عین وجود بندهایی كه باعث بخطر افتادن بنیان خانواده میشود.

مقید كردن برخی امور به اجازه ی قانونی در حالی كه برخی امور قانونی، از سوی خود مدعیان اعلامیه ناقض حقوق بشر اعلام می شود. بهتر است سخن را  كوتا كنیم كه مصداق بسیار زیاد است.نباید  گول این پیراهن خونین را خورد و قبول كرد كه متهمان اصلی ما را در جای خود بنشانند. بلكه باید امضا كنندگان این معاهده را بخاطر نقض مكرر و روزانه ی آنچه خود قبول كرده اند و ناقض انند محاكمه كرد و مصلحان جهانی را از هر دین، نژاد و ملیت دور هم جمع كرد وحقوقی مبنی بر كرامت انسانی ، تفكر  وخرد جمعی و فارغ از ملاحظات سیاسی و در پرتو تعالیم ادیان الهی بنا كرد. آن زمان است كه باید بجای محكوم ساختنها ، هر ملت خویش وجامعه ی خویش را مسئول رعایت حق طبیعی آحاد بشر بداند.

 

 


سلوک

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را