خسته ام به انداره ی تمام انرژی های اسراف شده ام...به اندازه ی تمام لقمه هایی که خورده شد و جدای از شکر زبانی مصروف آستان تو نشد. دیگر توان وطاقتی برایم باقی نمانده...به چه امیدی این نعمت بزرگ حیات را از من دریغ نمی کنی؟ که چه شود آخر؟؟که روز به روز منتت بر من بیشتر و شرمم من از کفاران زیادتر شود؟
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
دیروز اولین جلسه از کلسهای دوره ارشدارتباطات شروع شد،اولین استاد هم دکتر ضیایی پرور (reporter.ir)بودند که سرکلاس اومدن و برای درس تکنولوژیهای ارتباطات فعلا یه خلاصه از تاریخچه اینترنت رو گفتن...ایشالا مسئله اشتغالمون هم حل بشه.
پ.ن» این دانشگاه آزاد بودن و این دماوند بودن!! هردو روی مخ هستند...






